
آدمیزاد وقتی از همه چی زندگی میکشی بیرون... نگات عین نگاه این بچه های سه چهار ماه میشه! بی تفاوت و به درک وار! انگار نه انگار که دنیایی هم وجود داره.... (زندگی زیباتر میشد اگر....)...
ادامه مطلب
تو زندگی ما فقط یه مرغ پیدا شد که تخم دو زرده میکرد.... اونم از شانس گند من یه پا داشت! (حافظا،جز آن مرغ دل انگیز، الباقی مرغا غازن!)...
ادامه مطلب
با آدمای اطرافم عین این سیم کاراتای اعتباری رفتار میکنم... باید اعتبار بخرن تا بتونن حرف بزن! (زیاد هم که بی اعتبار بمونن....مرخص)...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب